العلامة الحلي ( مترجم : على محمدى )
110
شرح كشف المراد ( فارسى )
مبحث سوم : آيا ارادهء خداوند حادث است يا قديم ؟ و بر فرض حدوث ، آيا حادث در دامن خود ذات است و يا حادثى كه محل ندارد ؟ و بر فرض قدمت آيا قديم و زايد بر ذات است و يا قديم و عين ذات ؟ بهطور مجمل در اين زمينه چهار نظريه مطرح است : 1 . جبائيان و پيروان آنها مىگويند : اراده خداوند حادث است ، يعنى نبوده و بعد به وجود آمده ، آن هم حادثى كه داراى محل نيست ؛ چون اگر بگوييم در محل است ، يلزم ذات خداوند محل حوادث باشد كه باطل است . 2 . كراميه كه پيروان محمّد بن عبد الكرام هستند مىگويند : ارادهء خداوند حادث است و در دامن خود ذات حادث شده كه روزگارى ذات حق داراى اين صفت نبود ، سپس واجد اين صفت شد . 3 . اشاعره مىگويند : ارادهء خداوند قديم است و مثل ساير صفات كماليه زايد بر ذات هم هست . 4 . گروهى از معتزله و متكلمين اماميه و فلاسفهء الهى برآناند كه صفت اراده قديم است نه حادث و از كمالاتى است كه عين ذات است نه زايد بر ذات و آن همان علم به مصحلت است كه ذكر شد . به نظر ما قول چهارم صحيح و انظار ديگر فاسد است . قول اول دو اشكال دارد : يكم . چگونه معقول است صفتى حادث شود ، ولى داراى محل موصوف نباشد ؟ آيا عرض بدون معروض تا به حال ديده و يا شنيدهايد ؟ ! حاشا و كلا از اين سخنان غير معقول . دوم . اگر اراده حادث باشد ما نقل كلام مىكنيم به خود اراده و مىپرسيم : چه عاملى موجب شد كه اين حادث در فلان مرحله ايجاد شود ؟ عامل مخصص قدرت كه نيست ؟ چون نسبت او به همهء ازمنه مساوى است . نيز عامل مخصص علم هم كه نيست ؛ چون نسبت او به همهء معلومات يكسان است و شأن او انكشاف واقع است . پس به ناچار بايد عامل مخصص اراده ديگرى باشد . آنگاه دوباره نقل كلام مىكنيم به اراده دوم و مىگوييم : اگر قديم است فهو المطلوب ، و اگر حادث است . . . در نتيجه